اگر وقتی به مذاکرهکنندگان ایالات متحده و جمهوری اسلامی نگاه کنیم، ندانیم آنها در چه موقعیتی قرار دارند، شاید اصلا به نظر نرسد که دیپلمات ارشد فرستادهشده از تهران در حال مذاکره با نماینده کشوری است که قویترین ناوگان نظامی آن برای هر اقدام احتمالی علیه آنها، آماده است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، هنگام چانهزنی بر سر محل مذاکره با ایالات متحده و اینکه چه کسی برای شرکت در آن دعوت شود، تا حد زیادی به خواستهاش رسید. او همچنین ادعا میکند که ایالات متحده با درخواست تهران مبنی بر حفظ بخشی از ظرفیت غنیسازی اورانیوم در برنامه هستهایاش موافقت کرده است.
او پس از هر دور گفتگو با استیو ویتکاف، نماینده ترامپ در امور خاورمیانه، بهسرعت با رسانههای دولتی جمهوری اسلامی مصاحبه میکند و از پیشرفت یا اجماع بر سر «اصول» یک توافق خبر میدهد. این در حالی است که همتایان آمریکاییاش پس از مذاکرات، کمتر درباره آنچه میان دو طرف گذشت، اظهارنظر میکنند و بهنوعی سکوت را ترجیح میدهند.
با این حال در پس این رقص دیپلماتیک، شمارش معکوس آغاز شده است و ایالات متحده برنامههایش را پیش میبرد. دونالد ترامپ در حال استقرار بزرگترین نیروی آمریکایی در منطقه از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ است. در حال حاضر یک ناو هواپیمابر در نزدیکی ایران مستقر شده و ناو دوم هم در راه است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
ترامپ اعلام کرده که خواهان دستیابی به توافق تا اوایل مارس است و در غیر این صورت «اتفاقهای بدی رخ خواهد داد»، اما جمهوری اسلامی ایران فکر میکند خط قرمزهای رئیسجمهوری آمریکا میتوانند جابهجا شوند. همانطور که اولتیماتوم او در ماه ژانویه مبنی بر حمله، در صورت ادامه سرکوب معترضان، حتی با وجود کشته شدن هزاران نفر در اعتراضها، عملی نشد. البته رئيسجمهوری آمریکا گفت چون موفق شد از اعدامهای گسترده معترضان پیشگیری کند، اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی را متوقف نگه داشت.
با این حال اکنون مقیاس استقرار نظامی ایالات متحده در منطقه، نادیده گرفتن تهدیدهای ترامپ را دشوارتر کرده است. البته رهبران تهران ممکن است فکر کنند برای ادعای پیروزی، کافی است از یک حمله ناگهانی جان سالم به در ببرند. نگاهی به جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با جمهوری اسلامی هم نشان میدهد که تهران چگونه از هر اتفاقی برای خود روایت پیروزی میسازد. در روایت رسمی جمهوری اسلامی، در جنگ تابستان گذشته با اسرائیل، شلیک موشکهای بالیستیک ایران سامانههای دفاعی اسرائیل را بیش از هر زمان دیگری به چالش کشید و قدرتهای نظامی برتر را به پذیرش آتشبس وادار کرد.
درست یا نادرست، برای برخی در ایران، حجم عظیم تجهیزات نظامی آمریکا که به سوی آنها حرکت میکند، گواهی بر این است که کشورشان قدرتی قابلاعتنا است. این در حالی است که ناتوانی جمهوری اسلامی در حفاظت از حریم هوایی خود، نفوذ موساد و تخریب تاسیسات هستهای آن با بمبهای سنگرشکن آمریکایی، این ادعا را زیرسوال میبرد و تهران هم نمیتواند آن را انکار کند.
درست است که جمهوری اسلامی دههها است مهارتهای خود را برای جنگ نامتقارن تقویت کرده و از حمایت از شبهنظامیان حزبالله و حماس گرفته تا تولید پهپادهای ارزانقیمت که میتوانند سیستمهای دفاعی پیچیده و گرانقیمت را به چالش بکشند، موفق بوده است، واشنگتن و تلآویو هم موشکهای رهگیری دارند که در توانایی و قدرت آنها شکی نیست.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در سخنرانی هفته گذشتهاش، زمانی که عراقچی در ژنو مشغول مذاکره بود، آمریکا را تهدید کرد و گفت: «خطرناکتر از کشتی جنگی آمریکایی، سلاحی است که میتواند آن را به قعر دریا بفرستد.» سپاه پاسداران هم پس از آن اعلام کرد که «بخشهایی» از تنگه هرمز را بسته است. این اقدام هرچند موقت بود و اثر عملی اندکی داشت، نشانهای از قدرتنمایی تلقی شد.
تهران میداند که رایدهندگان ترامپ خواهان درگیرشدن در جنگی تازه در خاورمیانه نیستند و ممکن است بر این ارزیابی تکیه کرده باشد که در صورت طولانی شدن درگیری، میتواند عزم و اراده رئیسجمهوری آمریکا را که به تغییر موضعهای ناگهانی شهرت دارد، به چالش بکشد.
جمهوری اسلامی در این فرایند متحمل خسارات زیادی خواهد شد، اما ممکن است بکوشد به داراییها و تجهیزات آمریکا چون ناوهای هواپیمابر ضربهای سنگین وارد کند تا ترامپ را به میز مذاکره بازگرداند. در آن صورت، آن رقص دیپلماتیک دوباره آغاز خواهد شد و احتمالا تهران کمتر از پیش مایل به مصالحه خواهد بود و در انتظار میماند تا این دوره ریاستجمهوری ترامپ هم به پایان برسد.
برگرفته از بلومبرگ

